واچلیست با علیتسنیمی
افزایش نرخ بهره معمولاً بهعنوان ابزار مهار تورم معرفی میشود؛ اما در اقتصادی که با تورم نقطهبهنقطه ۸۴٪، تورم ماهانه بالای ۵٪، رشد نزدیک به صفر و کسری بودجه مزمن روبهروست، این ابزار بیش از آنکه یک درمان ساختاری باشد، به واکنشی کوتاهمدت برای کنترل بیثباتی شبیه است.
در واچلیست ششم تیرماه، ما از همین نقطه شروع میکنیم؛ از شکاف بودجهای که با افت حدود ۱۳۰ همتی تحقق درآمدهای مالیاتی، کاهش ۳۰٪ درصدی درآمد مالیاتی در دو ماه ابتدایی سال نسبت به مدت مشابه سال قبل و فروش نفتی پایینتر از مفروضات بودجه، فشار مضاعفی بر منابع دولت وارد کرده است. در چنین شرایطی، نرخ بهره نه در خلأ، بلکه در متن تنگنای مالی دولت، اختلال سمت عرضه و نااطمینانی سیاسی معنا پیدا میکند.
حمیدرضا پورسلیمی در این گفتوگو توضیح میدهد که اگر مسیر فروش نفت، دسترسی ارزی و وضعیت تحریمها تغییر کند، همین روند افزایشی نرخ بهره میتواند دوام چندانی نداشته باشد و حتی معکوس شود. به همین دلیل، واکنش بورس به نرخ بهره را نمیتوان بدون درک رابطه آن با بودجه، ارز و درآمدهای نفتی تحلیل کرد.
در ادامه، اثر این متغیرها را بر بازار سرمایه و همچنین چشم انداز نفت، کامودیتیها و طلای جهانی را مرور کردیم؛ با این پرسش کلیدی که بازار دقیقاً به کدام واقعیت واکنش نشان میدهد؛ خودِ نرخ بهره، یا اقتصادی که فعلاً برای خریدن زمان، به نرخ بهره پناه برده است؟
تبادل نظر